رمان دارند در می زنند
گزیده ای از رمان:
در را که می بندم گر گرفته ام و دست هام خیس خیس می شوند. چند ساعت یا چند دقیقه می مانم همان طور پشت در؟ نمی دانم. بعد راه می افتم سمت اتاقم. حسی ناگهانی اما وادارم می کند بروم جلوی در اتاق زنم
- تضمین اصالت و کیفیت کالا
- ارسال با پست پیشتاز
- تضمین کمترین قیمت
- پشتیبانی ۲۴ ساعته
1 در انبار
1 در انبار
قیمت محصول:
۸,۰۰۰ تومان
ارسال رایگان برای سفارش های بالای 900 هزار تومان
چنان چه جمع صورت حساب شما بالای 900 هزار تومان شود هزینه پست برای شما به صورت رایگان محاسبه خواهد شد.
رمان دارند در می زنند
گزیده ای از رمان:
در را که می بندم گر گرفته ام و دست هام خیس خیس می شوند. چند ساعت یا چند دقیقه می مانم همان طور پشت در؟ نمی دانم. بعد راه می افتم سمت اتاقم. حسی ناگهانی اما وادارم می کند بروم جلوی در اتاق زنم. دارد می خندد؟ نمی دانم. پیش می آمد گاهی که به من می خندید. همان نیمه های شب. وقتی می گفتم، می گفت من خواب خواب بودم. می گفت لابد خواب دیدی که من دارم می خندم… نمی دانم. گوش هام را می چسبانم به در. سرد است و خش خشه ای توی سرم می پیچد. نفس عمیق می کشم و گوش می چسبانم. سکوت نیست اما صدایی هم نمی آید. می روم طرف اتاقم، شمرده شمرده. هنوز اما انگار می ترسم. کف دست هام را با شلوار راحتی ام پاک می کنم و همین که دراز می کشم باز آن صدا را می شنوم. کسی باز دارد در می زند. درازکش گوش می دهم و با خودم می گویم اینبار نوبت زنم است که برود در را باز کند. پتو را می کشم روی سرم و انتظار می کشم. یعنی دنبالم آمده اند؟ صدا توی سرم می پیچد. بالش را می گذارم روی سرم و می فشارمش به گوش هام…
| جنس جلد | شومیز |
|---|---|
| انتشارات | ققنوس |
| سال انتشار | 1396 |
| سایز | رقعی |
| نویسنده | منیرالدین بیروتی |
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

مداد رنگی پلی کروم
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.