ایستگاه

داستان هایی از نوجوانی برای نوجوانان

185 نفر در حال مشاهده محصول هستند

2 در انبار

2 در انبار

قیمت محصول:​

۳,۲۰۰ تومان

ارسال رایگان برای سفارش های بالای 900 هزار تومان

چنان چه جمع صورت حساب شما بالای 900 هزار تومان شود هزینه پست برای شما به صورت رایگان محاسبه خواهد شد.

آن روز وقتی نوبت برگه من رسید ناگهان همه ی نگاه ها به طرفم چرخید. بچه ها منتظر بودند که آقا معلم جلویم بایستد و با تندی بگوید:«همین حالا می روی و پدرت را می آوری مدرسه!» با دیدن نگاه سرزنش آمیز او خودم را آماده شنیدن حرف هایش کردم. با قدم های آهسته به طرفم آمد و بی صدا کنارم ایستاد. من که می دانستم چه پیش می آید سرم را پایین انداختم. آقا معلم مثل هر بار برگه ام را گذاشت روی میز و منتظر ایستاد، زیر چشمی نگاهی به برگه انداختم 15 شده بودم ته دل راضی بودم پیش خودم فکر کردم «هر قدر هم نمره ام خوب بشود آقا معلم و بابا محال است از درس خواندن من و نمره هایی که می آورم راضی بشوند.»
-کی می خواهی زحمت های پدرت را تلافی کنی؟ چرا نمی خواهی یک بار هم که شده آن بنده خدا را خوشحال کنی؟
صدای آقا معلم بود با شنیدن این حرف ها توی خودم مچاله شدم و سرم را روی سینه ام خم کردم. آقا معلم با تندی گفت:«زنگ تفریح که خورد جَلدی می روی پدرت را می آوری مدرسه!»

نویسنده

انتشارات

سال انتشار

جنس جلد

سایز

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

محصولات پیشنهادی